محمد تقي جعفري

61

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آن واقعيتى است كه بنياد اساسى كارگاه آفرينش روى آن استوار شده است . آن نابخردان هواپرست كه گردش اين كارگاه را بر طبق خواسته‌هاى خود مىخواهند ، ناخودآگاه نابودى خود را در ضمن اختلال كارگاه منظم خلقت آرزو ميكنند اين احمقهاى عاقلنما نمىدانند كه : اگر يك ذره را برگيرى از جاى خلل يابد همه عالم سراپاى ( شيخ محمود شبسترى ) آن اسيران ناآگاه هوى و تمايلات بىبنيان ، از تفكر و تعقل جدى در زندگانى وحشت و هراس دارند ، زيرا از آن مىترسند كه ناگهان به نقطهء مركزى دايره برسند و يقين كنند كه جز اين يك نقطه هر نقطه اى در توى دايره زده شود ، بيرون از مركز خواهد بود ، و خواهند فهميد كه واقع شدن آنها در توى دايره ، فقط وسيلهء تسليتى براى صرف انرژى قواى عضلانى و دماغى در زندگيشان مىباشد ، اين جمله را توضيح بيشترى مىدهيم : حتماً مطالعه كنندهء محترم ميداند كه دايره بيش از يك نقطهء مركزى ندارد . همچنان در ارتباط انسان با جهان و همنوعانش كه ممكن است هزاران شكل داشته باشد ، فقط ، آرى فقط ، يك ارتباط حق است و بقيه حق نيست . بعنوان مثال در پيمانهايى كه با افراد يا گروههاى انسانى مىبنديم فقط يك ارتباط ما بين ما متعهد و متعهد له حق است ، و آن عبارتست از وفا به تعهد يا منحل ساختن آن با رضايت طرفين تعهد . اگر فرض كنيم : ارتباط تعهد ميان دو طرف دائره ايست ، نقطهء مركزى اين دائره همانست كه گفتيم : يا ايفاى تعهد يا منحل ساختن آن با رضايت طرفين . اين دائره ممكن است بسيار وسيع باشد و نقطه‌هاى فراوانى در آن بتوان نقش كرد ، مانند توسل به قدرت براى از كارانداختن نفوذ تعهد ، ادعاى اجبار ، ادعاى اكراه ، ادعاى اضطرار ، فريفتن متعهد له و غير ذلك . همهء اينها شوخى است و نقطهء مركزى دائرهء ارتباط تعهدى ما بين دو طرف ، همانست كه گفتيم : يا ايفاد يا انحلال با رضايت . همچنين است